بسته ی پستی

دیروز بچه اصرار داشت بجا پارک اونو ببرم بازار روز !!!!!!! بازار روز اینجا روزهای یکشنبه و چهارشنبه است و پنج شنبه هم یه جا دیگه است که اون کوچیکه . گفتم امروز سه شنبه است و اصلا چهارشنبه هم که بود من چیزی لازم ندارم بخوام تو رو ببرم اونجا . صبر کن میوه ها تموم شه هفته بعد می برمت . اینو گفتم انگار نشادیر کردن تو بدنش !!!!!!!!! وسط خیابون درست 100 متر اون ور تر از خونه خودش رو زد و گریه کرد و یک جیغ های از ته دلی می کشید که کسرا زنگ زد تارا چی شده ؟ صدا بچه تا اینجا میاد !!! حالا ما از خونه دور بودیم و رفته بودیم اون ور خیابون اما کسرا صدا گوشخراش اینو شنیده بود . میخوام بگم چقدر صدا گریه اش بلند و آزار دهنده است . 

گفتم همچین چیزی میخواد . بهش میگم بیا ببرمت خوراکی بخر بریم پارک میگه نه حتماااااااااا باید منو ببری بازار روز و باز اسباب بازی میخواد . گفت ببر اتوبوس سوارش کن برین جای دیگه تا ساکت شه . رفتیم سوار اولین اتوبوس شدیم و یه جا سمت مراکز خرید پیاده شدیم . لباس های بچه گونه رو نگاه کردم یه جا بلوز و شلوار تو خونه ای جنس تریکو بود میداد 200 هزار تومن . خیلی قیمتش مناسب بود . اما چون ترانه یک مشت لباس فرستاده گفتم دست نگه دارم تا پنج شنبه که بسته پستیش میاد . حالا لباس هایی که فرستاده برخی خوبه اما درست شلوار تو خونه ای که بچه نداره شلوارای زهوار در رفته پسرش هست . با خودم گفتم حالا پیش داوری نکن بزار بیاد اگه دیگه زیادی داغون بود برو بخر براش . دیگه هم نک و ناله نکن جلوش . این همه خرج می کنی خوب سه دست لباس برا بچه ات بخر میشه 600 تومن . بابت کتاب های درسی بچه ناچار بودم قبول کنم لباس هم بفرسته . 

امروز صبح خواب بودم . زنگ زد که با پست تماس گرفتی بابت بسته ؟

گفتم پست خودش باید تماس بگیره . بعدش من فقط با شماره مرسوله ای که دادی بهم از طریق اون کد میدونم بسته ات رسیده پست مرکزی . برخلاف قبل واسم اس ام اس نیومده و نمیدونم کی قراره این بسته برسه . بعد هم دختر خاله کسرا پنج شنبه -جمعه میره شهرستان و نیست . لذا بسته برگشت میخوره و خودم باید برم اداره پست بگیرمش . از اونجا که این خراب شده که ما هستیم کد پستی نداره ناچار شدیم آدرس خونه دختر خاله کسرا رو بدیم . اون بنده خدا هفته قبل منتظر بود، که ترانه بسته رو نفرستاد گفت باشه هفته بعد . این هفته هم گفت پستِ اون ده کوره ای که زندگی می کنم کارتون نداره باید شوهرمو بفرستم یه کارتن دستمال کاغذی پیدا کنه بتونم وسایل رو جا بدم توش . خوب من که با این بچه نمی تونم این همه راه اون کارتون رو بیارم . اسنپ هم بگیرم ناچارم با همون کارتون برم سمت چهار راه که تو مسیر خونه قرار بگیرم باز باید تو اون شلوغی خیابون ریسک کنم که یه وقت ماشینی چیزی به بچه نزنه تا کارتون رو بیارم این سمت . بعد کسرا اسنپ بگیره بتونم برگردم . باز از مسیر روبرو خونه بابت فنس ها دور بزنم بیاااااااااام تا خود خونه . تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که یه چاقو با خودم ببرم . تو حیاط پست کارتون رو جر بدم . وسایل رو بچینم تو یه ساک و یه کیف بزرگ بشه راحت تر حملش کنم تا اون دستم ازاد باشه بتونم دست بچه رو بگیرم نپره وسط خیابون بلا ملایی سرش بیاد. animated smileys housekeeping

نظرات

پست‌های پرطرفدار