یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت ...غم من نخور که دوری برای من شده عادت

 بیدار می شوم . آنا با نفس های شمرده و آرام کنارم نفس می کشد . والده روسری کهنه حریری بر سر کرده و زیر پتویِ پود انداخته ی قدیمی اش خُر خُر کنان خوابیده . ساعت 8:30 صبح را نشان می دهد . بلند می شوم . به دستشویی می روم و دست و رو می شویم . کسرا صدام می زنه . رفتم کمی با هم صحبت کردیم . درباره آموزش یک برنامه جدید به توافق رسیدیم . تصمیم دیگری که گرفتیم این بود که ؛هر دو از امروز رژیم رو شروع کنیم .
چای دم کردم . لیوان ها رو شستم . زنه بیدار شد و موقع عبور پای بچه را لگد کرد . با خشم نگاش کردم . هر بار غیر عمد این کار رو می کنه بی خیال و بی توجه رد میشه . هرگز عذرخواهی ، و عذرمیخوام رو به زبون نمیاره . کلا با این واژه آشنا نیست . به اینستاگرام سر زدم و نگاهم به پست ماری افتاد . فیلم های کوتاهی از مادرش داشت که در یک پست منتشر کرده بود. پست برای یک هفته قبل بود . بهش کامنت دادم . پست جدید رو لایک کردم و صبح با غم ، غمی جانکاه برام آغاز شد .
روحت شاد مامان پروانه.دیگه درد نداری و رنج نمی کشی .گرچه زود رفتی و هنوز مونده بود که زندگی رو زندگی کنی ،اما میدونم در زندگی بعدی قطعا زندگی خواهی کرد .هر جا هستی؛ دورادور مراقب ماری و خواهرها و برادرش باش .سفرت به سلامت . روحت در آرامش ابدی

نظرات

  1. منم خیلی شوکه شدم، فکر میکردم‌ حالشون بهتر میشه و درمان رو ادامه میدن، چقدر ماری بخاطر مادرش جنگید، چقدر حرف شنید، آخرشم تقدیر این بود مادرش آسمونی بشه، روحش در آرامش باشه، خدا به بازماندگانش صبر بده

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. کلی در جوابت نوشتم .اما نمیدونم نوشته ها کجا رفت . من واقعا فکر نمی کردم این جور شه . فکر می کردم تاب میاره و میشه که خوب شه . کاش روزهای اخر عمرش لااقل خواهر و برادرش راحتش گذاشته بودن و آزارش نمیدادن . خدا به ماری و خونوادش صبر بده . حق فرزندی رو به نحو احسن در قبال مادرش بجا آورد . روح مادرش غرق نور باشه . الهی که از این به بعد زندگی روی خوش و بهتری بهش نشون بده .

      حذف

ارسال یک نظر

پست‌های پرطرفدار